• بررسی مطبوعات چاپ کابل 20 سنبله 1397

"دروازه های امنیتی هوشمند چه شد،" امریکا و نبرد پیچیده و دوامدار با تروریسم" و" بی کفایتی و درماندگی دولت مردان"، مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.

روزنامه ی ماندگار در سرمقاله ای تحت عنوان دروازه های امنیتی هوشمند چه شد، چنین نوشته است:

شهر کابل در ماه‌های اخیر، شاهد خونین‌ترین حملات بود. حمله بر باشگاه ورزشی در دشت برچی توسط داعشیان، حمله به محل توزیع شناسنامه‌های کاغذی در غرب کابل و نیز حملات دیگری در ساحات شیعه‌نشین در کابل که همواره مسولیت آن را داعش به عهده گرفته است، صدها نفر را کشته و زخمی ساخت. حالا که ماه محرم و ماه سوگواری شیعیان است، تهدیدها بیشتر شده‌اند و نگرانی‌ها افزایش یافته اند. چنان‌که در ماه محرم سال گذشته چند مرکز شیعیان در کابل مورد حمله قرار گرفته بود. به همین دلیل، دولت اعلان کرده‌است که برای غرب کابل نیز ساحۀ سبز امنیتی ایجاد می‌کنند و این‌گونه سعی می‌کنند که از حملات دشمنان جلوگیری کنند. اگرچه هنوز معلوم نیست که این طرح چه‌گونه طراحی شده است و چه‌گونه و چه زمانی عملی می‌شود؛ اما مسلما به نظر می‌رسد که یک طرح ناقص است. زیرا ایجاد یک سلسله دشواری‌ها به هدف ساختن ساحات سبز امنیتی می‌تواند مشکلات دیگری را هم برای مردم ایجاد کند و نیز فقط سبب انتقال هدفمند داعش یا طالبان به سمت دیگر کابل شود و در نتیجه حملات هم‌چنان ادامه خواهد یافت.

ماندگار می افزاید:

اگر حکومت به راستی علاقه دارد تا کابل را امن سازد، نخست باید دروازه‌های کابل و ساحاتی در مرکز را به دورازه‌های اسکن‌دار و فرش‌های هوشمند امنیتی مجهز سازد و این گونه می‌تواند به شناسایی و خنثاسازی وسایط و افرادی دارای مواد انفجاری منجر شود.
چنان‌که چندسال پیش، کشور چین چندین دروازۀ امنیتی و سکن‌دار را به دولت افغانستان کمک کرد تا با استفاده از آن در دروازه‌های ورودی شهر کابل وسایطی که مواد منفجره را انتقال می‌دهند، شناسایی شوند. اما متاسفانه هرگز این برنامه عملی نشد و معلوم نیست که آن ابزارها و سایل امنیتی کجا هستند.

 

و امریکا و نبرد پیچیده و دوامدار با تروریسم عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است:

امروز مصادف با یازدهم سپتامبر است. یازده سپتامبر نقطه عطفی در تاریخ تحولات جهانی و منطقهای و بخصوص افغانستان به حساب می آید. یازدهم سپتامبر یادآور حملات متعدد تروریستی بر مراکز سیاسی، امنیتی و تجاری امریکا است. حملاتی که دنیا را در شگفتی و حیرت فرو برد و ابهت دستگاههای امنیتی و استخباراتی امریکا را زیر سؤال برد و طلسم نفوذ ناپذیری آن را شکست.
امریکا برای نابودی القاعده و نیز احیای اعتبار از دست رفته اش تصمیم گرفت به این کشور حمله کند؛ اما حمله به افغانستان آسان نبود، هنوز خاطره شکست شوروی و ارتش سرخ از افغانستان به فراموشی نرفته بود. امریکا با سرعت خواهان حمایت همپیمانانش درناتو و سایر کشورهای جهان از سیاست مبارزه با تروریسم و هراس افگنی در افغانستان شد.

نویسنده می افزاید:

واقعیت های جاری در افغانستان نشان می دهد که اکنون بیش از بیست گروه تروریستی در این کشور فعالیت دارد. بخش قابل توجه از خاک افغانستان یا مستقیم در اختیار گروه های تروریستی و طالبان است و یا خارج از سیطره حکومت قرار دارد. حملات گروه های شورشی افزایش یافته و آمار تلفات ملکی و نظامی چند برابر بالا رفته است. 
امریکا درحالی که به هدف نابودی با تروریسم در افغانستان آمده بود؛ تعریفی واضح از تروریسم نداشت. رویکرد امریکا در برابر طالبان همواره با انتقادات تند تحلیل گران و کارشناسان همراه بوده است. امریکا گروه طالبان را از فهرست تروریستان جدا کرد و جنگ حکومت با طالبان را یک شورش داخلی عنوان کرد. اشتباه دیگر امریکا این بود که این کشور می خواست خود به تنهایی مسألهای جنگ و صلح در افغانستان را مدیریت کند. در این رویکرد نقش کشورهای منطقه در ارتباط با صلح و ثبات افغانستان نادیده گرفته شد. در حالی که امنیت و صلح در افغانستان بدون همکاری های منطقهای قابل تحقق نخواهد بود.

  

 و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی هشت صبح که درسرمقاله ای تحت عنوان بی کفایتی و درماندگی دولت مردان چنین نوشته است:

بسیاری از بلندپایگان کنونی حکومت افغانستان داستان ظهور طالبان ستم‌گر و عقب‌گرا را به یاد دارند. ظهور طالبان صرف نظر از عوامل خارجی آن، ‌معلول بی‌نظمی و هرج و مرجی بود که فرماندهان تنظیمی در برخی از ولایات از جمله کندهار ایجاد کرده بودند. در آن مناطق سر و مال مردم حفاظت نمی‌شد. هر سر گروپ تنظیمی هر کاری که دلش می‌خواست انجام می‌داد. به همین دلیل بود که مردم کندهار و حوزه‌ی جنوب غرب تسط یک نیروی عقب‌گرا را بر بی‌نظمی و هرج و مرج ترجیح دادند. مردم بسیاری از روستاها در جنوب بر حاکمیت عقب‌مانده‌ی طالبان در بدل نظم و حفظ حق حیات‌شان گردن نهادند. در آن زمان حتا حامیان بیرونی طالبان هم به همین نکته تأکید می‌کردند و می‌گفتند این گروه، نیرویی است که راه‌ها را باز می‌کند، جنگ‌افزار‌های غیرقانونی را ضبط می‌کند و نوعی نظم عقب‌مانده را برمی‌گرداند. روشن است که مردم خسته از بی‌نظمی به نظم خشن و عقب‌مانده هم راضی می‌شوند.

در پایان هشت صبح می افزاید:

دولت‌مردان کنونی نظریات سیاسی را هم مطالعه کرده‌اند. آنان بیشتر از هرکس دیگری می‌دانند که بسیاری از متفکران دانش سیاسی یک حکومت ستم‌گر را بر بی‌نظمی ترجیح داده‌اند. اگر نظم نیاید، مردم عام الترناتیفی را قبول می‌کنند که بسیار ستم‌گر و عقب‌مانده باشد، ولی نظم و قانون را برگرداند. رژه‌های خیابانی افراد مسلح در پایتخت و حوادث امنیتی هیچ مشروعیت و مقبولیتی برای دولت‌مردان باقی نگذاشته است و به همین دلیل است که امروز از سیاستمدار گرفته تا مردم عام ‌آرزو می‌کنند که کاش یک دیکتاتوری می‌داشتیم که نظم را برمی‌گرداند. بی‌کفایتی و درماندگی دولت‌مردان کنونی، حمایت اجتماعی از ارزش‌های والایی چون دموکراسی و حکومت پیش‌رو را کم‌رنگ ساخته است.

20 سنبله 1397, 16:48 کابل
Comments