فاطمه، جلوه ای از عقل و عشق انقلابی است. بانویی که راه نشان می دهد و نیرو، حرکت و روح می بخشد.  خدای محمد، " فاطمه " را انتخاب کرد و به او در برابر همه مظاهر جاهلیت، ارزش بخشید.

هر مذهب، مکتب و هر نهضت یا انقلاب، از دو عنصر تشکیل می شود: عقل و عشق.  یکی روشنایی است و دیگری حرکت.

عقل، شعور و شناخت می بخشد و به مردم بینایی و آگاهی می دهد و عشق، نیرو و جوشش و جنبش می آفریند.

به گفته اندیشمند فرانسوی، الکسیس کارل:

"عقل چراغ یک اتومبیل است که راه را می نمایاند و عشق، موتوری است که آن را به حرکت می آورد. هریک ، بی دیگری هیچ است و خطرناک." به ویژه در مذهب، این دو عامل بسیار به هم نیازمندند.

مذهب یک نوع آگاهی عاشقانه است، شعور و شناختی که شور و ایمان برمی انگیزد و در آن، عقل و احساس از یکدیگر جدایی ناپذیرند. فاطمه جلوه ای از عقل و عشق انقلابی است.

خدای محمد، «فاطمه» را انتخاب کرد

دختری که راه نشان می دهد و نیرو و حرکت و روح می بخشد. خدای محمد، «فاطمه» را انتخاب کرد و به او در برابر همه مظاهر جاهلیت ارزش بخشید.

این ارزشمندی تا آنجاست که خانه فاطمه و خانه محمد کنار هم است. فاطمه تنها کسی است که با همسرش علی در مسجد پیامبر، با او هم خانه‌اند.

این دو خانه را یک خلوت دو متری از هم جدا می کند و دو پنجره رو به روی هم، خانه محمد و فاطمه را به هم باز می کند. هر صبح پدر، دریچه را می‌گشاید و به دختر کوچکش سلام می دهد.

هرگاه به سفر می رود، در خانه فاطمه را می‌زند و از او خداحافظی می‌کند. 

فاطمه آخرین فردی است که پیامبر با او وداع می‌کند و هر گاه از سفر باز می‌گردد، فاطمه اولین کسی است که به سراغش می‌رود، در خانه فاطمه را می‌زند و حال او را می‌پرسد.

برخی متون تاریخی تصریح دارد که:

" پیامبر چهره و دو دست فاطمه را بوسه می‌ زد" 

این گونه رفتار از تکریم و نوازش دختری از جانب پدری مهربان در محیطی که دختر داشتن را ننگ می دانست، یک ضربه انقلابی بر خانواده‌ها و روابط غیرانسانی جامعه بود.

پیامبر اسلام با بوسیدن دست فاطمه، چشم های کم سوی بزرگان و توده مردم  را به عظمت شگفت آور یک زن می‌ گشود و با چنین رفتاری، به همه انسانها در همه تاریخ می‌آموخت که از عادات و اوهام جهالت بار و سنتی نجات یابند. 

به مرد می آموخت که از تخت جبروت و خشن و فرعونی خود در برابر زن فرود آید و به زن اشاره می‌ کرد که از پستی و حقارت قدیم و جدیدش، به قله بلند شکوه و حشمت انسانی، فراز آید و بداند این همه تکریم فاطمه، از باب تکامل معنوی و انسانی اوست.

 پیامبر، نه تنها به نشانه محبت پدری بلکه همچون یک وظیفه و یک مأموریت خطیر، از فاطمه به عنوان مظهر کمال یک زن مسلمان تجلیل می‌کند و این چنین نیز با او سخن می‌گوید که بهترین زنان جهان چهار تن هستند: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه.

خداوند از خشنودی تو فاطمه، خشنود می‌شود و از خشمت به خشم می آید. خشنودی فاطمه خشنودی من است، خشم او خشم من.

فاطمه پاره تن رسول خدا (ص)

هرکه دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست دارد و هرکه فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته است و هرکه فاطمه را خشمگین کند مرا خشمگین کرده است. فاطمه پاره‌ای از تن من است، هرکه او را بیازارد مرا آزرده است و هرکه مرا بیازارد ، خدا را آزرده است ...

پیامبر این همه را تکرارمی کند و می آموزد که گل خوشبوی وجودش، فاطمه، تجلی همه ارزشهایی است که در ذهن نمی گنجد. فاطمه ، فاطمه است. 

133/110

بیشتر بخوانید:

روحانی: حضرت فاطمه زهرا (س) برای همیشه تاریخ برترین الگوی زنان جهان است

طنین نقاره های حرم رضوی در شب میلاد حضرت فاطمه زهرا (س)

۱۶ اسفند ۱۳۹۶, ۰۹:۰۱ تهران
کامنت