۲۴ آذر ۱۳۹۷, ۲۰:۴۴ تهران
  • چهل سال سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران؛ سیاست خارجی در دولت موقت 

پارس تودی- دولت موقت برای مدت 9 ماه از 4 فوریه 1979 (یک هفته قبل از پیروزی انقلاب اسلامی) تا 5 نوامبر 1979 روی کار بود؛ عدم تعهد، جهت گیری اصلی سیاست خارجی دولت موقت به شمار می رود.

«مهدی بازرگان» نخست وزیر دولت موقت بود که نخستین کابینه ایران پس از انقلاب اسلامی را تشکیل داد. در این دوران، سیاست خارجی ایران تحت تأثیر شرایط انقلابی به وجود آمده و متاثر از طرح مطالبات جدید مردم قرار گرفته بود.

«سید جلال دهقانی فیروزآبادی» استاد دانشگاه در کتاب «سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران» عنوان می کند:

"جهت گیری سیاست خارجی دولت موقت از اتحاد و ائتلاف با غرب در رژیم شاهنشاهی به «عدم تعهد» تغییر کرد، زیرا یکی از شعارهای محوری انقلاب اسلامی «نه شرقی نه غربی» بود."

با این حال، موضوع مهمی که وجود داشت، اختلاف در تعریف اصل «نه شرقی نه غربی» بود. در حالی که بازرگان این اصطلاح را همان سیاست «عدم تعهد» می دانست کـه در زمـان «محمد مصدق» به عنوان «موازنه منفی» به معنای حفظ استقلال از طریق پایان دادن به سلطه انگلیس شناخته می شد، برخی از گروههای سیاسی آن را نفی مناسبات و نزدیکی با دو بلوک شرق و غرب تفسیر و بر جنبه های ضد استکباری و ضد امپریالیستی آن تأکید می کردند.

مهندس بازرگان این اختلاف برداشت را در ماه های اول انقلاب این گونه بیان می کند:

"شعار نه شرقی، نه غربی در حاکمیت اول انقلاب که به دنباله اش جمهوری اسلامی می آمد در خاطر شنوندگان و گویندگان، مفهومی کاملاً ملی و دفاعی داشته، منظور از آن احراز استقلال همه جانبه خودمان در برابر بیگانگان و ابرقدرتها و عدم اتکا بـه بلوک های شرق و غرب بود؛ چه به لحاظ سیاسی و اقتصادی و نظامی و چه به لحاظ اخذ و اقتباس ایدئولوژی از مکتب های مارکسیستی. بعد از پیروزی انقلاب و اواخر دولت موقت، شعار فوق به لحاظ منظور و محتوا دچار تغییر و تحریف و تعمیم گشته، رفته رفته علاوه بر جنبه تعرضی سیاسی، حالت غرب زدایی و وسعت فرهنگی و دانشگاهی پیدا کرد."

بنابراین، مهدی بازرگان و سایر مقامات دولت موقت صراحتاً سیاست «نه شرقی نه غربی» را همسو با «موازنه منفی» در زمان محمد مصدق تفسیر می کردند.

بر همین اساس، دولت موقت بازرگان در مارس 1979 یعنی تنها یک ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران را از عضویت در سازمان پیمان مرکزی (سنتو) خارج کرد و در این دوران جمهوری اسلامی ایران به نهضت غیرمتعهدها ملحق شد.

مصادیق عدم تعهد در دولت موقت

راهبرد عدم تعهد در دولت موقت مصادیق عملی نیز داشته است. بر اساس همین راهبرد، قرارداد کاپیتولاسیون که بین رژیم شاه و دولت آمریکا منعقد شده بود، در ما مه 1979 (سه ماه پس از وقوع انقلاب اسلامی) لغو شد.

دولت موقت در اکتبر 1979 (یک روز پس از تصرف سفارت آمریکا در تهران) نیز پیمان دفاعی ایران و ایالات متحده آمریکا را که در مارس 1960 امضا شده بود، باطل اعلام کرد. 

در همین حال، دولت بازرگان برای اینکه توازنی میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق در سیاست خارجی ایجاد کند، قراردادهای نظامی با این کشور و همچنین مواد 5 و 6 معاهده 1921 را ملغی اعلام کرد.

اتحاد جماهیر شوروی معتقد بود که بر اساس این مواد حق دارد هر گاه امنیت خود را در خاک ایران در معرض تهدید ببیند نیرو به داخل ایران گسیل کند.

«ابراهیم یزدی» وزیر خارجه وقت دولت موقت از راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان «بی طرفی مثبت» یاد و بیان می کند:

"ما در درگیری میان ابرقدرتها شرکت نمی کنیم و بی طرفی مثبت را در پیش خواهیم گرفت... ما در هیچ جبهه بندی شرکت نخواهیم کرد، ولی در عین حال خود را منزوی نخواهیم کرد و ارتباط خود را با جهان خارج به نحو مطلوب حفظ خواهیم کرد."

تلاش برای برقراری رابطه با ایالات متحده آمریکا

دولت موقت مهدی بازرگان علی رغم لغو قرارداد کاپیتولاسیون و پیمان دفاعی ایران و آمریکا گامهای عملی در راه اعتمادسازی، بازسازی و عادی سازی روابط با غرب و آمریکا برداشت، به گونه ای که «عباس امیرانتظام»، معاون وقت نخست وزیر به عنوان رابط جهت برقراری پل ارتباطی بین دولت موقت و سفارت آمریکا انتخاب شد.

«ویلیام سولیوان» در کتاب «مأموریت در تهران» به نقل از مهدی بازرگان می نویسد: "دولت انقلابی ایران مشتاق است روابط خود را با آمریکا از سر بگیرد."

«روح الله رمضانی» نیز در کتاب «چارچوبی تحلیلی برای بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران» عنوان می کند:

"اولویت نخست دولت موقت، پایان دادن به اتحاد عملی و چاکرمنشانه رژیم شاه با ایالات متحده و استوار ساختن مناسبات دو کشور بر پایه «برابری» بود."

به عبارت دیگر، دولت موقت درصدد پایان دادن به رابطه ایران با آمریکا نبود بلکه درصدد احیای رابطه با معیارهای جدید بود.

مهدی بازرگان با صراحت گفت: "ایران می تواند بر اساس احترام متقابل رابطه دوستانه ای با آمریکا داشته باشد. چرا ایران نباید از آمریکا اسلحه بخرد؟ ما چنین رابطه ای را حق خود می دانیم."

نادیده گرفتن مطالبات انقلابی، عامل سقوط دولت موقت

از انتقادهای مهمی که به سیاست خارجی دولت موقت مهدی بازرگان وارد می شود، این است که این دولت به استکبارستیزی و حمایت عملی از نهضت های آزادی بخش اعتقادی نداشته است و توسعه روابط خارجی با همه کشورها به جز اسرائیل و آفریقای جنوبی را صریحاً پیگیری می کرد.

این در حالی است که مردم و گروههای انقلابی ایران خواهان احیای روابط با آمریکا نبودند، بلکه دولت آمریکا را حامی اصلی رژیم شاهنشاهی می دانستند و به این دولت اعتمادی نداشتند، کمااینکه اتفاق های سال های بعد نشان داد که دولت آمریکا به لحاظ هویتی با جمهوری اسلامی ایران، اختلاف دارد و هویت اسلامی، ایران را نمی پذیرد.

در نهایت نیز مهدی بازرگان، نخست وزیر و ابراهیم یزدی، وزیر خارجه دولت موقت در اکتبر 1979 در الجزیره، پایتخت الجزایر با «زبیگنیو برژینسکی»، مشاور امنیت ملی «جیمی کارتر» رئیس جمهوری وقت آمریکا دیدار کردند و همین موضوع نیز به عاملی برای تصرف سفارت آمریکا در تهران و خروج مهدی بازرگان از صحنه رسمی سیاست ایران و همچنین آغاز دور جدیدی از سیاست و روابط خارجی در ایران تبدیل شد.

نویسنده: سید رضی عمادی

تهیه شده در «گروه ایران» اداره کل خبر و تفسیر برون‌مرزی

116/112

کلیدواژه

کامنت