۲۸ مرداد ۱۳۹۶, ۱۷:۰۱ تهران
  • مداخله امریکا در ایران از کودتای 28 مرداد تا پروژه براندازی نرم

پارس تودی- آمریکا در شش دهه گذشته همواره رفتاری خصومت ورزانه و مداخله جویانه علیه ایران داشته است. 

واقعه 28 مرداد 1332 (اوت 1953)، نیز رویدادی از این نوع است که با مداخله ی مستقیم و علنی دو دولت خارجی، برای سرنگون کردن یک دولت ملّی انجام گرفت و به کودتای 28 مرداد شهرت یافت.

این مداخله با چه اهدافی صورت گرفت؟

مستندات تاریخ می گویند؛ دکتر مصدق نخست وزیر دولتی قانونی بود که در پی یک سلسله وقایع سیاسی در ایران به  نخست وزیری رسید.

اقدامات دولت مصدق، در یک موضوع شاخص و برجسته بود و اینکه طرح ملی شدن صنعت نفت در دوره نخست وزیری وی، منافع زیاده خواهانه قدرت های مداخل گر در ایران را به چالش کشید.

روزنامه «کریسچن ساینس مونیتور»، به هنگام سقوط دولت مصدق نوشت:

«بدون تردید اگر حکومت مصدق سقوط نمی کرد، طی یکی دو ماه آینده حکومت انگلستان ساقط می شد و دولت بعدی ناگزیر بود نرمش بیشتری با حکومت مصدق نشان دهد تا مسئله ی نفت ایران را به طرز انسانی و دنیا پسند حل کند و انگلستان را از بن بستی که برایش به وجود آمده خارج سازد.»

آمریکا نیز برای دخالت مستقیم در کودتای 28 مرداد اهداف خاص خود را داشت.

غالباً گفته شده است که انگیزه اصلی کودتا بر آن بود که سیاستگذاران آمریکا نیز تمایل داشتند شرکت های نفت آمریکایی در کسب بخشی از تولیدات نفت ایران سهیم شوند.

اما برخی دیگر رفتار امریکا را اینگونه توجیه می کنند که انگیزه اصلی سیاست گزاران آمریکایی، در این کودتا ترس از خطر روی کار آمدن کمونیست ها در ایران بود.

ایالات متحده آمریکا از زمان آغاز جنگ سرد، ایران را به دلیل موقعیت استراتژیکی میان اتحاد جماهیر شوروی و حوزه های نفتی خلیج فارس متحدی مهم برای غرب می دانست.

آیزنهاور، رئیس جمهوروقت آمریکا در این باره می گوید:

"دولت آمریکا برای جلوگیری از توسعه نفوذ کمونیزم در کشورهای آسیائی و از جمله ایران، اقدامات لازم به عمل خواهد آورد و تصمیماتی برای انجام این کار اتخاذ شده است. دیر یا زود راه نفوذ کمونیزم را در آسیا در جائی باید مسدود گردد ما مصمم به این کار هستیم."

با چنین رویکردی در ژوئن 1951، «وینستون چرچیل» و «آنتونی ایدن»، رهبران حزب محافظه کار، با انکه در قدرت نبودند به وزارت خارجه بریتانیا پیشنهاد کردند که انگلستان و آمریکا مشترکاً، از شاه خواستار عزل مصدق گردند و این پیشنهاد به مفهوم اجرای یک کودتا بود.

کرمیت روزولت در این باره می گوید: 

"کودتای ایران نخستین عملیات مخفی علیه یک دولت خارجی بود که بوسیله «سیا» در ماههای آخر حکومت ترومن تنظیم شده بود."

«دیوید پیتر» مورخ آمریکایی در مورد اثرات دخالت آمریکا در امور داخلی ایران بخصوص کودتای 28 مرداد چنین می گوید: 

"بهای مداخله در ایران، برای ما بسیار گران تمام شد. لزوم همراهی با شرکت های نفت آمریکائی،‌ ایالات متحده را درگیر مداخله در ماجرای ایران کرد و پیامد آن، تخطی از اصول عدم مداخله در امور دیگر کشورها بود."

«برنی سندرز»، نماینده حزب دموکرات در مصاحبه با شبکه «سی ان ان» در باره مداخله امریکا در کودتای 28 مرداد می گوید:

"سرنگونی (مصدق) نخست وزیر انتخاب شده طی فرایند دموکراتیک در ایران، فاجعه بود. نکته اصلی در سخنان من این بود که آمریکا نباید به دنبال سرنگونی دولتها باشد... به عقیده من، سرنگونی (مصدق) نخست وزیر انتخاب شده طی فرایند دموکراتیک در ایران، فاجعه بود؛ بنابراین، تصور نمی‌کنم آمریکا به لحاظ قانونی یا اخلاقی حق داشته باشد دولتها را سرنگون کند و این تلاشها اغلب نتیجه عکس داشته و بی‌ثباتی بسیاری را در مناطق مختلف به بار آورده است."

دکترین امریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز همچنان با هدف براندازی جمهوری اسلامی ایران تنظیم شده است.

اقدامات تهاجمی امریکا از جمله در جریان طبس و  کودتای نافرجام «نقاب» اما با شکست روبه ­رو  شد.  

با این حال، امریکا برای شکست انقلاب اسلامی نقشه های زیادی را به اجرا درآورد.

با روی کار آمدن نومحافظه کاران، تغییر نظام (Regime change) در دستور کار دولت «جورج بوش» پسر قرار گرفت و تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران آشکارا به یکی از اهداف  اصلی استراتژی خاورمیانه­ ای جورج بوش تبدیل شد.

برخی از دولتمردان امریکا که بیشتر در وزارت امور خارجه امریکا متمرکز بودند، به پیروی از نظریه قدرتنرم (SoftPower) معتقد بودند که جمهوری اسلامی ایران را می ­توان از طریق ابزارهای غیر نظامی مانند انقلاب مخملی، تقویت و گسترش نیروهای داخلی مخالف نظام، فشارهای اقتصادی از پای درآورد.

 برخی دیگر از جمله «دیک چنی» معاون رئیس جمهور امریکا معتقدند که گزینه­ای جز حمله نظامی و استفاده از قدرت سخت (Hard Power)، برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد.

با به قدرت رسیدن دموکرات­ها در انتخابات ریاست جمهوری و به ویژه شخص «باراک اوباما» که در زمان انتخاباتی شعار تغییر هم در سیاست داخلی و هم در سیاست خارجی امریکا را داده بود، در برخورد با ایران متوجه استفاده از قدرت نرم شد.

در واقع رسوخ افکار نظریه پردازان نئولیبرال به ویژه ابداع کننده نظریه قدرت نرم یعنی جوزف نای بر این روند شتاب بیشتری داد.

«جوزف نای» در پیشنهاد جدید خود قدرت هوشمند (Soft Power) یعنی ترکیبی از قدرت سخت و قدرت نرم را مطرح کرده است.

در قالب این استراتژی: تلاش برای ایجاد شکاف میان حاکمیت و ملت و فراهم کردن زمینه­ های بروز انقلاب­ های نرم به سبک انقلاب­ های رنگی در ایران، از جمله راهبردهای آمریکا علیه ایران در پروژه براندازی نرم را تشکیل می­ دهد. 

با وجود این، با روی کار آمدن ترامپ اقدامات خصومت ورزانه علیه ایران وارد مدار تازه ای شده است که عناصر اصلی آنرا تحریم و تهدید به استفاده از گزینه نظامی تشکیل می دهد.

در مجموع، سیاست های ضد ایرانی امریکا از دوران کوتای 28 مرداد تا کنون را می توان در سه سطح طبقه بندی کرد:

1- سطح اول مداخله مستقیم در ایران با اهداف سیاسی و اقتصادی  درجهت شکل دهی حکومت دلخواه امریکا در ایران بوده است. کودتای 28 مرداد اقدامی در  این سطح است.

 2- دومین سطح تحلیل از رفتارهای سیاسی امریکا در قبال  ایران بر اهداف منطقه ای متمرکز است. این اهداف  بخصوص پس از دوران جنگ سرد از اهمیت بیشتری برخوردار شد.

3- اما سطح سوم در تحلیل سیاست های مداخله جویانه و خصومت ورزی های مستقیم امریکا علیه ایران ؛ اقدامات در سطح  بین­ المللی درچار چوب موضوعاتی مانند  موضوع هسته ای و القای ایران هراسی با هدف منزوی سازی ایران است.

واقعه 28 مرداد اما جدای از اهداف سیاسی مرتبط با اهداف سیاسی طراحان کودتا، ماهیت واقعی امریکا را برای ملت ایران آشکار ساخت و از این دید گاه به عنوان نقطه عطفی در  مداخلات بیگانگان در تاریخ ایران ثبت شد.

اسنادی که درباره این کودتا سال ها بعد از سوی سازمان جاسوسی آمریکا و انگلیس تحت عنوان اسناد از طبقه بندی خارج شده، منتشر شد نشان می دهد که امریکا و انگلیس هر دو و با اهدافی برنامه ریزی شده در جهت  تسلط بر ایران مستقیما" در این کودتا دست داشتند.

 براساس اعتراف امریکایی­ ها، که در اسناد منتشر شده توسط سازمان سیا (CIA) و وزارت خارجه امریکا در  ژوئن سال 2000 منعکس شده است، نمایندگان دستگاه امنیتی انگلیس، موضوع براندازی دولت مصدق و جایگزین کردن یک حکومت کاملا وابسته را به نمایندگان سیا پیشنهاد کردند که با پاسخ مثبت امریکایی ها در مارس 1952 مواجه شدند.

اسنادی که 64 سال به صورت طبقه بندی شده و محافظت می شدند، اکنون از گذشته سخن می گویند.

واقعیت این است که امریکا از سال ها قبل مداخله در ایران را حق خود می دانست و با همین اندیشه استقلال ملت ایران را بر نمی تابید و زمانی که انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید و دست امریکا از ایران کوتاه شد، دور دیگری از شرارت ها و توطئه های امریکا، ملت ایران را نشانه گرفت تا نظام جمهوری اسلامی را با چالش مواجه کند.

باراک اوباما رییس جمهور پیشین آمریکا دوبار به طور صریح به نقش آمریکا در کودتای 28 مرداد 1332 که منجر به سقوط دولت ملی دکتر مصدق و تحکیم پایه های قدرت شاه در 25 سال بعد از آن شد، اعتراف کرد.

او یک بار در سال 2009 و در سخنرانی خود در دانشگاه قاهره به این موضوع اشاره کرده و بار دیگر در سخنرانی خود در مجمع عمومی ملل متحد در سال 2013 به این موضوع اشاره کرد.

اوباما همچنین در کتاب خود به نام «جسارت امید» که در سال 2006 و در دوره سناتوری خود نوشته است به کودتای 28 مرداد اشاره کرده و این اقدام را به عنوان نشانه ­ای از مداخلات بیش از حد دولت آمریکا در امور داخلی دیگران و ایجاد اتحاد با کشورها به وسیله حمایت از یک دولتمرد مقتدر دانسته است. 

به واقعه 28 مرداد از هر زوایه ای که نگاه شود سندی در اثبات رسوایی امریکا است و در عین حال یکی از درس های عبرت آموزتاریخ ایران برای شناخت ماهیت واقعی امریکا است که به ملت ایران می گوید:

امریکا هیچگاه قابل اعتماد نبوده است. 

نسرین خویی

116/110

بیشتر بخوانید:

تایید نقش انگلیس در کودتا ضد دولت مصدق در ایران

کودتای آمریکایی - انگلیسی؛ غروب آزادی‌خواهی یک ملت/ ویدئو

 

کلیدواژه

کامنت