• راشا تودی: سال 2017 سالی بدون تغییر

پارس تودی- شبکه روسی راشا تودی سال 2017 میلادی را سالی بدون تغییر و بدون ثمر ارزیابی کرد.

«چارلز شوبریج» تحلیلگر امنیتی و افسر ضد تروریسم سابق بریتانیا، با نگاهی به رویدادهای سیاست خارجی و امنیتی در جهان برای پایگاه خبری راشا تودی چنین می نویسد:

روی کار آمدن ترامپ 

یک سال پیش، انتظاراتی که از سال 2017 می رفت در بالاترین حد خود قرار داشت. در آن زمان دونالد ترامپ در آستانه به قدرت رسیدن و ورود به کاخ سفید بود و پیش بینی ها حول محور دوران جدید سیاست آمریکا که به دنبال صلح و مشارکت بین المللی بود. این پیش بینی ها به سمت بدل شدن آمریکا به عروسک خیمه شب بازی روسیه و حتی پیدایش جنگ جهانی سوم، پیش رفت.

«چارلز شوبریج» می گوید: من در روز تحلیف، به بی توجهی های آشکار ترامپ به مسائل امنیتی و خارجی که با فقدان حضور متحدان وفادار در استراتژی سیاسی واشنگتن همراه بود، اشاره کردم که این امر باعث خواهد شد تا ترامپ،  نسبت به فشار و نفوذ سیاستمداران، مقامات، پایگاه های نظرسنجی، لابی گران، مشاوران و روزنامه نگاران آسیب پذیر شود چرا که آنها همگی نمایندگان گروههایی با منافع خاص و مشترک بودند که سالها اداره سیاست خارجی آمریکا را در دست داشتند.

در عرض چند هفته، ترامپ در مذاکره با مقامات ارشد کاخ سفید،  دقیقا همان خط مشی و خصومتی که ممکن بود از هیلاری کلینتون انتظار آن برود را در پیش گرفت و به طور گسترده ای روسیه و ایران را هدف قرار داد.

ترامپ به عنوان تهدیدی برای نظم سیاسی در آمریکا دیده می شود، دستهای پنهان یا به اصطلاح دولت عمیق، دولت ترامپ را هدف قرار دادند تا اعتبار وی را تضعیف ساخته و ریاست جمهوری وی را تهدید کنند.

شاید ترامپ با دادن وعده های انتخاباتی خود مبنی برتقویت روابط با روسیه و پایان بخشیدن به نقش حمایت گرایانه آمریکا در جنگ سوریه، از انزوای آمریکا واهمه داشت که در رابطه با این مساله نباید نقش سرویس های اطلاعاتی بریتانیا را نادیده گرفت.

صرف نظر از اینکه " ترزا می" نخست وزیر بریتانیا می خواست نخستین مقامی باشد که برای جلب رضایت رئیس جمهور جدید آمریکا، از وی استقبال رسمی به عمل آورد،  اما ترامپ در اولین سفر خارجی خود به عربستان و اسرائیل رفت و انعقاد توافقنامه های تسلیحاتی عظیم با عربستان سعودی و برنامه ریزی های گسترده برای افزایش کمک های نظامی به اسرائیل، بدون تردید اولویتهای سیاست خارجی آمریکا را ترسیم کرد.

برای لابیگران واشنگتن و اعضای تشکیلات سیاست خارجی آمریکا، این مساله امری معمول بود. با این حال، با توجه به حقایق موجود در سوریه، ترامپ ماه گذشته آموخت که چگونه طبق انتظار باید رفتار کند، در واقع ترامپ مجاب شد که حکومت بشار اسد به عنوان حکومتی که نیم قرن در سوریه پا بر جا بوده است، باید تا 4 سال دیگر ادامه داشته باشد.

سوریه، عراق و خاورمیانه

در پاسخ به حمله شیمیایی مشکوک در خان شیخون سوریه در ماه آوریل سال گذشته، ترامپ بدون هیچ گونه تحقیقی در این مورد، با موشک های کروز یک پایگاه هوایی ارتش سوریه را بمباران کرد. این اقدام در تضاد با وعده های وی و سیاست های دولت پیشین (اوباما) مبنی بر عدم مداخله آشکار نظامی در سوریه بود.

حمله آمریکا به ارتش سوریه باعث شد تا ترامپ بلافاصله موافقت همان سیاستمداران و رسانه هایی که ماهها  به طور بی رحمانه او را محکوم کردند را جلب کند تا  دولت سوریه را به استفاده از سلاح شیمیایی در منطقه خان شیخون در استان ادلب متهم کنند. هر چند که این امر چندان دوامی نداشت.

با این حال، حمله موشکی ترامپ به سوریه به شدت نمادین بود و به توان نظامی ارتش سوریه آسیب جدی وارد نساخت و تاثیری نیز بر پیگرد قانونی گسترده در مبارزه علیه داعش، القاعده و دیگر گروه های تروریستی نداشت که باعث شده بود تا طی یک سال گذشته نسبت به آغاز بحران در سوریه در سال 2011، به طرز قابل توجهی، این کشور را در آستانه برقراری صلح قراردهد.

مذاکرات صلح سوریه نه  تنها از طرف روسیه و ایران، حمایت شد بلکه آنها با همکاری ترکیه برای ایجاد یک روند صلح واقع بینانه، تلاش کردند تا تئوری مخرب و طولانی مدت آمریکا و متحدانش مبنی بر  اینکه " اسد باید برود"  را خنثی سازند. اکنون با پا بر جا ماندن اسد در قدرت می بینیم که این شعار مقوله ای بی ربط است.

سال 2017 به ویژه برای شهروندان حلب(بزرگترین شهر سوریه)، سالی همراه با آرامش نسبی بود، این شهر پس از مدت های طولانی تحت اشغال گروههای تروریستی مورد حمایت آمریکا و بریتانیا قرار داشت که سرانجام در دسامبر سال 2016 توسط نیروهای سوریه، آزاد گردید.

سیاستمداران و رسانه های آمریکا و بریتانیا برای ماه ها، با به حاشیه راندن مساله آزاد سازی حلب ازآن به عنوان سقوط حلب یاد کردند و هشدار می دادند که دولت سوریه با سقوط حلب دست به قتل عام خواهد زد و جان غیر نظامیان به خطر خواهد افتاد، اما چنین چیزی اتفاق نیفتاد همچنان که پیش بینی آنها در دیگر شهرهای باز پس گرفته شده از اشغال تروریستها چون حمص به وقوع نپیوست.

در همین حال، طی سال 2017  شمار زیادی ازغیرنظامیان آواره سوری به خانه های خود بازگشتند که این امرخط بطلانی بر ادعاهای آمریکا و بریتانیا بود که وانمود می کردند مردم سوریه بدلیل آزار و اذیت حکومت اسد از این کشور گریخته اند، نه از ترس جنگ و گروه تروریستی داعش که خود حامیان آنها بودند.

شاید ترامپ به دلیل واقعیت های موجود در جنگ سوریه که بر خلاف ادعاهای آمریکا بود، مجبور شد تا حمایت های  نظامی و مالی خود را به گروههای مخالف بشار اسد در سوریه، متوقف سازد.

در نهایت، مقیاس گسترده ای از برنامه های مسلح سازی داعش در سوریه، به طور عمومی آشکار شد که در واقع پایانی بر اسطوره های طولانی مدت و سیاست های ساختگی رسانه های تبلیغاتی آمریکا و بریتانیا در سوریه  بود که اذعان می کردند در سوریه مداخله نظامی ندارند.

مسلح کردن کرد های سوریه توسط آمریکا که ادعا می شد به منظور مقابله با گروههای تروریستی در آن کشور بوده است، نه تنها به ادامه یافتن و شعله ورتر کردن آتش جنگ در این کشور منجر شد و 400 هزار نفر کشته بر جای گذاشت، بلکه بسیاری از سلاح های عرضه شده توسط آمریکا و متحدانش در نهایت در اختیار گروه های تروریستی داعش و القاعده قرار گرفت.

البته این موضوع دقیقا همانطوری پیش رفت که بسیاری از مدتها قبل آنرا پیش بینی کرده بودند. در واقع این امر بسیارقابل پیش بینی بود که به عقیده برخی ها، شورشیان به اصطلاح  میانه رو با سلاح های اغلب پیچیده تقویت و تجهیز می شدند با علم به اینکه این سلاحها بعدا در اختیار گروههای تروریستی داعش و القاعده قرارخواهد گرفت، گروههای تروریستی که از همان ابتدای جنگ تضمینی برای براندازی حکومت بشار اسد به شمار می رفتند.

چنین سناریویی تعجب آور نیست. آمریکا و متحدان آن بدون در نظرگرفتن نقش داعش در تضعیف دموکراسی و حقوق بشر و دیگر ادعاها مبنی برتحقیر کردن ارزشهای آمریکایی، مدت های طولانی است که از گروه تروریستی داعش،  به عنوان یک ابزار سیاست خارجی مفید بهره برده اند.

حتی سه سال پس از آغاز حملات هوایی آمریکا و متحدانش  برای از بین بردن داعش، شواهدی طی یک سال گذشته بر ملا شده که حاکی از آن است حملات هوایی ائتلاف تحت رهبری آمریکا علیه داعش بی نتیجه بوده و این گروه تروریستی بیش از آنچه که به عنوان دشمنی که باید از بین برود فرض شوند، هنوز به عنوان ابزاری پر منفعت نگریسته می شود.

برای مثال، در دسامبر  سال 2016، به رغم نظارت شدید آمریکا، نیروهای داعش توانستند با عبور از منطقه بیابانی به شهر باستانی پالمیرا واقع در استان حمص سوریه حمله کنند. درست در همان زمان، نیروهای مخالف اسد تحت رهبری و حمایت آمریکا در حلب تحت فشار شدید نظامی از سوی نیروهای سوری قرار داشتند.

به همین ترتیب، گزارش ها حاکی از آن بود که آمریکا موجبات فرار گروه تروریستی داعش را از شهر رقه سوریه تسهیل می ساخت و به نظر می رسید برای آنکه چراغ سبزی برای نیروهای دموکراتیک کرد سوریه (اس دی اف) فراهم شود تا بتوانند به بزرگترین میدان گازی در استان" دیر الزور"  تسلط یابند، آمریکا با گروه تروریستی داعش به یک توافق رسمی دست یافت و در نتیجه، مانع از آن شدند تا نیروهای ارتش سوریه بتوانند این استان را به تصرف خود درآورند.

این مساله نشان میدهد که حضور ناخوانده و غیرقانونی آمریکا در سوریه در حال حاضر همچنان ادامه دارد.

همانطور که در سوریه شاهد آن بودیم، در سال 2017، گروه تروریستی داعش در عراق شکست سنگینی خورد.

بدون شک در این میان، حملات هوایی ائتلاف آمریکا در عراق نقش بزرگی داشت.  به رغم پوشش روزانه رسانه های غربی از شمار تلفات غیرنظامیان در عملیات آزاد سازی حلب توسط سوریه و روسیه، کشتار غیر نظامیان در عراق به ندرت مورد توجه رسانه های غربی قرار گرفت.

در واقع، به تازگی رسانه های آمریکایی و بریتانیایی شمار تلفات غیرنظامیان را درحملات هوایی نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا را در شهر های رقه و موصل مورد پوشش قرار داده اند.

همین امر در مورد حملات هوایی عربستان سعودی و محاصره یمن نیز صادق است که ریاض با در اختیار داشتن حمایتهای تسلیحاتی از طرف آمریکا و بریتانیا، آمار فاجعه بار کشتار غیر نظامیان یمن را در طول یک سال همچنان افزایش می دهد که هنوز هم رسانه های غربی پوشش غیر منتقدانه و نادرستی از شمار تلفات غیر نظامیان در یمن ارائه می دهند و در عوض ادعاهای آمریکا و اسرائیل را مبنی بر اینکه ایران عامل بی ثباتی در منطقه است را پوشش می دهند.

تروریسم

اینگونه تصور می شود که داعش دیگر حضور فیزیکی ندارد و پایگاههای این گروه در عراق و سوریه از بین رفته است، اما این بدین معنی نیست که این گروه در جاهای دیگر اعمال تروریستی انجام نمی دهد.

 در ماه آوریل سال گذشته، حمله تروریستی به ایستگاه  مترو "سن پترزبورگ" روسیه، 15 کشته و حمله تروریستی در منهتن آمریکا نیز 8 کشته بر جای گذاشت.

حملات تروریستی در سوریه، افغانستان، لیبی، سومالی، مصر و جاهای دیگر باعث کشته شدن بسیاری از غیر نظامیان گردید.

بریتانیا نیز از سال 2005 بدترین حوادث تروریستی را متحمل شده است، از جمله 22 نفر در منچستر کشته شده اند که به نظر می رسد یکی از واضح ترین نمونه ها،  ناشی از نتایج نامطلوب سیاست های دولت بریتانیا و سرویس های اطلاعاتی آن در تسهیل بی ثبات سازی کشورهایی مانند لیبی است.

روسیه، روسیه، روسیه

درسال 2017، روسیه توسط سیاستمداران و رسانه ها ی غربی برای همه چیز مقصر شناخته شد.

 به طور مشخص، این تنها داستان پیش پا افتاده "تهدید روسیه" برای هواپیماها و ناوهای جنگی نیست که در آبهای و حریم های هوایی بین المللی به صورت معمول درآمده است.

به رغم شواهد ناچیزی که در مورد دخالت روسیه در انتخابات سال 2016 آمریکا وجود داشت روسیه به انجام حملات سایبری و نفوذ در انتخابات متهم گردید و از جهتی گفته می شود این ادعاها در راستای انحراف اذهان عمومی رای دهندگان آمریکایی در پیگیری مسائل داخلی کشور مطرح شده بود که در آن زمان آمریکا به آن نیاز مبرم داشت.

به عنوان مثال، هک ایمیل های مجلس نمایندگان بریتانیا ، نخست به سمت روسیه نشانه گرفته شد و پس از آن ایران را مورد هدف قرار داد . در حمله سایبری دیگر ابتدا روسیه متهم شناخته شد و پس از آن کره شمالی در مضان اتهام قرار گرفت.

در حقیقت، با توجه به اینکه سازمان سیا و بدون تردید دیگر نهادهای اطلاعاتی آمریکا  ابزارهای خاصی را طراحی کرده اند تا بوسیله آن بتوانند اتهام حملات سایبری را به گردن کشورهایی بیندازند که هیچ دخالتی در انجام آن ندارند، ردیابی دقیق حملات سایبری بسیار دشوار است.

در طول سال 2017 بارها گزارش هایی مبنی بردخالت روسیه در برگزاری انتخابات و همه پرسی در کشورهای دیگر منتشر شده بود.

به عنوان مثال، درکشور هایی چون آلمان، فرانسه، آمریکا و بریتانیا، به رغم تحقیقات ادامه دار و موشکافانه، این ادعاها هنوز هم به عنوان یک واقعیت گزارش می شود و ادله محکمی در حمایت از نقش نداشتن در چنین اتهاماتی تقریبا وجود ندارد.

سقوط آمریکا؟

قطعنامه اخیر سازمان ملل متحد علیه تصمیم ترامپ برای به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت اسرائیل و به عنوان مثال موضع گیری آمریکا در مورد تغییرات آب و هوایی و ایران نشان می دهد که آمریکا به طور قابل توجهی از منظر جهانیان و حتی از طرف متحدان نزدیک به خود، بیش از هر زمان دیگری در طول تاریخ، در انزوا قرار گرفته است.

با این حال، آمریکا به جای تلاش برای ترویج مشارکت و پرداختن به موضوعات مشترکی چون کره شمالی یا تروریسم، آشکارا متحدان بالقوه بین المللی خود را به عنوان دشمنان خود قلمداد می کند.

به عنوان مثال در سند اخیر استراتژی امنیت ملی آمریکا بیشتر به جای آنکه توجه به همکاری و مشارکت باشد، به رویارویی و مقابله پرداخته شده و احتمال ارسال سلاح به اوکراین نیز جزء تصمیم های آتی آمریکا در نظر گرفته شده است.

آمریکا همچنان قدرتمندترین کشور جهان است. اما به شرط آنکه بتواند از قدرتمندی خود به آرامی و متعهدانه در جهت منافع صلح و ثبات ملت خود و دیگر کشور های جهان استفاده کند، نه اینکه قدرتش در جهت منافع کوته فکرانه کسانی باشد که اغلب در راستای پیش بردن سیاستها و نفوذ آمریکا به طور فزاینده ای برای چند قطبی ساختن جهان قدم بر می دارند که احتمالا به سقوط منجر خواهد شد.

اگر سال 2017 را به عنوان الگویی بررسی کنیم، شاید اکنون این احتمال که ترامپ نسبت به سال گذشته، از تصمیم گیری های آتی خود اجتناب کند، کمتر وجود داشته باشد.118/111

مترجم: آجیل چی

۱۲ دی ۱۳۹۶, ۰۷:۵۹ تهران
کامنت