میزان 04, 1401 19:40 Asia/Kabul
  • آن سوی تبدیل برق آسای پرونده قضایی مهسا امینی به پروژه براندازی
    آن سوی تبدیل برق آسای پرونده قضایی مهسا امینی به پروژه براندازی

با توجه به اینکه رژیم صهیونیستی در ملاء عام دستور ترور و قتل شیرین ابوعاقله خبرنگارزن فلسطینی اما مسیحی و امریکایی تبارشبکه الجزیره را در جنین صادر کرد و تاکنون هم نتوانسته است توجیه قانع کننده ای در برابر آن ارائه دهد لذا به ظاهر در قبال مرگ مهسا امینی ساکت است.

اما شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد این رژیم بیشترین نفع را از تبدیل اعتراض های ناشی از مرگ مهسا امینی به آشوب افکنی و اغتشاش آفرینی در ایران می برد و چه بسا خیلی از رسانه های فارسی زبان که نقش آتش بیار معرکه را در این ماجراجویی ایفاء می کنند از سوی این رژیم اجیر شده باشند و به نیابت از آن عمل می کنند.

طی سال های اخیرهمواره این بحث در بین دشمنان و برخی از رقبای منطقه ای ایران مطرح بوده که با قدرت منطقه ای ایران چگونه مقابله کنند و اینکه باید کار مقابله را از خود ایران شروع کنند و یا از متحدان منطقه ای ایران در محور مقاومت. در این راستا دو نظریه مطرح شد: یکی نظریه "محورافعی" که از سوی سعود الفیصل وزیر امورخارجه اسبق عربستان سعودی مطرح شد و دوم نظریه "اختاپوس" که از سوی نفتالی بنت نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی مطرح شد و تا چند ماه پیش قدرت را در فلسطین اشغالی برعهده داشت. هردونظریه به لحاظ ماهیت یکی است و تنها تفاوت لفظی دارند.

بحث ها همواره بر این متمرکز بود که این موجود ساختگی ابتدا باید از سر زده شود یا از دست و پاها. این بحث ها اولویت را به برخورد سخت افزاری و یا همان نظامی می داد که بارها چه علیه ایران و چه متحدان منطقه ای آن اجرا و تجربه شد اما نه تنها به شکست انجامید بلکه چه بسا در خیلی از موارد همچنانکه در سوریه و یمن مشاهده شد نتایج عکس برای طراحان این نظریه ها به بار آورد. لذا در گام های بعدی ساخت کلی هر دو نظریه حفظ شد اما شیوه اجرای ان از سخت افزاری به نرم افزاری تغییر یافت و به اقتضای شرایط تلاش شد چه در ایران و چه درمتحدان منطقه ای ایران چالش های نرم افزاری در قالب های مختلف اجرا شود.

دراین راستا جنبش های به ظاهر مردمی درعراق و لبنان به راه افتاد که در عراق به برکناری دولت منتخب عادل عبد المهدی و جایگزینی آن با دولت انتصابی مصطفی کاظمی انجامید که علیرغم گذشت نزدیک به یکسال از برگزاری انتخابات جدید هنوز برسرکار است و در لبنان نیز وضعیت تقریبا مشابهی حاکم است. در واقع رخدادهای که طی چند روز گذشته به بهانه و خون خواهی مرگ مهسا امینی در ایران رقم زده شد ازهمین قماش است و بیشتربا اهداف و منافع دشمنان جمهوری اسلامی همخوانی دارد و الا اگر واقعا هدف حمایت از حقوق زنان و یا روشن شدن حقایق درباره مرگ مهسا امینی بود بر اقداماتی تاکید می شد که به تحقق این اهداف کمک می کرد.

ازهرنظرکه به موضوع نگاه شود تل اویو و متحدان غربی و سعودی آن برنده و منتفع اصلی در زمینه انحراف سریع و برق آسای اعتراض ها به مرگ مهسا امینی از مسیرطبیعی و تبدیل آن به آشوب افکنی و اغتشاش آفرینی درایران محسوب می شود که این نمی تواند تصادفی باشد. این مرگ حزن انگیز و تاسف بار در بحبوحه ای رخ داد که  ایران در بیست و دومین نشست سازمان شانگ های در سمرقند ازبکستان عضو رسمی این پیمان شد.

درهمان حال هفتاد وهفتمین نشست سران مجمع عمومی سازمان ملل بعد از پایان کرونا در نیویورک برگزار شد که با توجه به حضور سران و مقامات بلندپایه طرف های درگیر دربحث هسته ای ایران ، رژیم صهیونیستی را به شدت نگران کرد چراکه پیش ازمداخله این رژیم درمذاکرات وین، اعلام شده بود که تا دستیابی به توافق چند ثانیه و گام بیشترباقی نمانده و چه بسا امکان داشت که این مسیر کوتاه در حاشیه نشست مجمع عمومی طی شود.

سه عامل دیگر بر نگرانی های این رژیم افزوده است: نخست، تقویت حضور ایران در سوریه بعد از کاهش حضور روسیه بعد از جنگ  اوکراین؛ دوم، اغاز انتفاضه جدید در فلسطین که در اصل از نقض تعهدات اسرائیل در عمل به قطعنامه های سازمان ملل و توافقنامه های صلح ناشی می شود اما تل اویو ان را از چشم ایران می بیند و سوم ورود حزب الله به حوزه گازی کاریش در دریای مدیترانه است که از بهره برداری یکجانبه این رژیم از حوزه مورد اختلاف جلوگیری کرده است. با توجه به این موارد می توان گفت که مرگ مهسا امینی و مسیر قضایی که باید طی کند یک موضوع است اما پروژه براندازی که  توسط دشمنان ایران روی این پرونده سوار شده و می خواهد آن را از مسیر خود منحرف کند چیزدیگری است که تفکیک این دو از هم به درک و فهم  واقعی تحولات جدید کمک می کند.

 

کلیدواژه