سرطان 07, 1400 07:20 Asia/Kabul
  • مطبوعات کابل 7سرطان: سفر هیئت افغانستانی به واشنگتن، جابجایی روایت جنگ و صلح
    مطبوعات کابل 7سرطان: سفر هیئت افغانستانی به واشنگتن، جابجایی روایت جنگ و صلح

"سفر هیئت افغانستانی به واشنگتن، جابجایی روایت جنگ و صلح" ، "حالا نوبت اتحاد سیاسی است" و "آیا حکومت توان محافظت از پایه های برق را ندارد"، مهمترین عناوین سرمقاله های امروز چاپ کابل است.

سفر هیئت افغانستانی به واشنگتن، جابجایی روایت جنگ و صلح عنوان سرمقاله ی روزنامه ی اطلاعات روز است که در آن چنین آمده است:

پس از عقد توافق‌نامه‌ی صلح میان ایالات متحده و طالبان، این گروه خشونت‌ها را در افغانستان افزایش داد و موجی از حملات برای هدف‌ قراردادن روزنامه‌نگاران، فعالان مدنی و حقوق ‌بشری، کارمندان دولت و افسران ارتش را در شهرها آغاز کردند. با اعلام رسمی آغاز خروج نیروهای خارجی از افغانستان، در هفته‌های اخیر طالبان سطح خشونت‌ها و حملات‌شان را به‌شکل بی‌پیشینه‌ای افزایش دادند. طالبان با حمله بر ده‌ها ولسوالی، در حدود ۵۰ ولسوالی را در شمال، شمال‌شرق و شمال‌غرب کشور تصرف کردند. این اقدام طالبان در منافات صریح با یکی از بندها و شروط اساسی توافق صلح این گروه با ایالات متحده است. براساس توافق‌نامه‌ی دوحه، طالبان ملزم به کاهش خشونت‌ها در کشور هستند.

اطلاعات روز می افزاید:

چنین به‌نظر می‌رسد که طالبان با داغ‌کردن تنور جنگ و کوبیدن بر طبل خشونت و نظامی‌گری، جابه‌جایی روایت جنگ و صلح را رقم زده‌اند. اگر این جابه‌جایی قوت بگیرد، افغانستان به‌سمت یک خشونت بی‌رحمانه و بسیار خونین سقوط خواهد کرد. نتیجه‌ی این سقوط چیزی جز ریخته‌شدن خون‌های بیشتر، ویرانی گسترده‌تر، خصومت و ستیزه‌جویی بیشتر نخواهد بود؛ زیرا همه‌ی طرف‌های دخیل در این جنگ، می‌دانند که منازعه‌ی جاری پیروز نهایی ندارد.

 

و حالا نوبت اتحاد سیاسی است عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است:

تمام کشورهای ذی‌نفع در افغانستان نسبت خود با دولت این کشور را روشن کرده‌اند. هیچ یکی از این کشورها طرف‌دار سقوط دولت و بازگشت طالبان به قدرت از راه زور نیستند. آن‌ها هم‌زمان تلاش می‌کنند تا دولت افغانستان و گروه طالبان را به انجام توافق مطلوب صلح از راه گفت‌وگو متقاعد کنند. این کشورها هم‌چنان درصدد تسهیل زمینه انجام چنین توافقی بین دو طرف هستند. این واضح‌ترین نقشه‌ای است که از نسبت جهان با افغانستان ترسیم شده است. در پی پیش‌روی گروه طالبان به سمت مناطق تحت کنترل دولت، بخش بیش‌تر مردم افغانستان هم با دولت و هم با گروه طالبان تعیین نسبت کردند. آن‌ها در قالب نیروهای مقاومت در برابر پیش‌روی طالبان ایستادند و نفرت خود از این گروه را بر آفتاب کردند. هم‌چنان آنان با حمایت از نیروهای دولتی اعلام کردند که بازگشت طالبان به قدرت را از راه زور تحمل نخواهند کرد. این به آن معنا است که قیام‌کننده‌گان به نظم و دولت کنونی وفادار هستند و طرف‌دار فروپاشی آن نیستند.

هشت صبح می افزاید:

با توجه به این‌که جامعه جهانی و بخش بزرگ مردم افغانستان به حمایت از دولت در برابر پیش‌روی طالبان متقاعد شده‌اند، نیاز است که جامعه سیاسی ما نیز به اتحاد برسد. در حال حاضر، هیچ تهدیدی بزرگ‌تر از نفاق سیاسی در برابر دولت افغانستان موجود نیست. گروه طالبان زمانی می‌تواند دولت را به زانو درآورد که نخبه‌گان و کنش‌گران سیاسی نتوانند روی چگونه‌گی مواجهه با این گروه و یا ترسیم مسیر آینده افغانستان به وحدت نظر برسند. بنابراین، برای بقای دولت و حفظ نظم موجود نیاز است که نخبه‌گان و کنش‌گران سیاسی با دوراندیشی و ترک کینه و کدورت، یک‌صدا و متحد در کنار دولت قرار بگیرند. در غیر این صورت، طبیعی است که افغانستان به رغم همکاری جامعه جهانی و حمایت میلیونی مردم از دولت به سامان نخواهد رسید و این کشور بار دیگر شاهد فروپاشی دولت خواهد بود.

 

و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی راه مدنیت که در سرمقاله ای تحت عنوان آیا حکومت توان محافظت از پایه های برق را ندارد چنین نوشته است:

با قطع‌شدن برق‌های کابل و ده ولایت دیگر، این شهروندان استند که در تاریکی می‌مانند و زندگی‌شان در روزهای گرم تابستانی با مشکلات زیادی مواجه می‌شوند. تاسیسات حکومتی و چرخۀ ادارات که عمدتا از منابع اضطراری برق برخوردار استند، مشکل چندانی نمی‌بینند. همین امر فرضیۀ سهل‌انگاری حکومت به حفاظت از پایه‌های برق وارداتی را بیش‌تر می‌کند. جالب این‌جاست که با اوج‌گرفتن ناآرامی‌های چند ماه اخیر و اهمیت‌یافتن بیش‌تر از پیش رسانه‌های اجتماعی در بازتاب خبرها، تخریب پایه‌ها و قطع برق در کابل به‌حد اعظمی خود رسیده است.

در پایان راه مدنیت می افزاید:

واقعیت این است که حکومت به‌عنوان نهاد مسوول، وظیفۀ حفاظت از تاسیسات دولتی را دارد؛ اما با وجود تخریب چندین بارۀ پایه‌های برق، با پیشینۀ چندین ساله، ظاهرا نه طرحی برای حل بنیادی این مساله دارد و نه شهامت اقرار به‌ناتوانی حفاظت از تاسیسات عامه را.دولت اگر جدیتی در راستای حفاظت از پایه‌های برق را می‌داشت، باید تا کنون، سرنخ‌ها را دنبال کرده و راه‌کاری برای حل این مساله می‌یافت. در حالی که اکثر پایه‌ها که در این اواخر منهدم شده‌اند تحت تسلط دولت و حتا فرماندهانی‌اند که با دولت همکارند باید تاکنون روشن می‌شد تخریب پایه‌های برق زیر سر مافیاست یا خلای امنیتی در زمینه وجود دارد! چطور امکان دارد که یک مشکل چندین ساله، هنوز حل نشده باشد. مگر این مساله سهل‌انگاری دولت در امور حفظ تاسیسات عامه را نشان نمی‌دهد؟!

کلیدواژه